مشنا توره هم مايهٴ دودستگي بود. چون براي بسياري از ربّياني كه مخالف تدوين قوانين شرعي بودند، كاري شريرانه بود. آنان اين كتاب را زود شناختند: مثلاً ابراهيم بن داود پوسكيري (وفات: 1198) فرصتهايي براي آشنايي با آن يافت. دشمنان ابنميمون يَد را هم بهخاطر جسارتش و نداشتن مراجع، و بهخاطر زبان آن دوست نداشتند، چون عبري جديد با زبان عالمانهٴ تلمود تفاوت داشت.
تأثير يَد را به طريق ديگري هم ميتوان ارزيابي كرد. كار ابنميمون در زمينهٴ تدوين و سادهسازي قوانين شرع را يعقوب بن عاشر (نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم)، و يوسف كارو در 1564، دنبال كردند؛ و اين اثر تا به امروز، به صورت ملاك قوانين شرع عبري باقي ماند. ولي اگر ابنميمون انتظار داشت به مجادلههاي بيپايان در زمينهٴ قوانين شرع پايان دهد، در اين مورد توفيقي نيافت، چون اين مجادلهها ادامه يافت، و كتاب
يَد پس از آن كه به مرتبهٴ نيمهشرعي رسيد، خودش اساس شروع مجادلههاي تازهاي شد.
پيوست
الف ـ ارتداد ابن ميمون. ابنميمون، نه از طرف همكيشان يهودياش، بلكه از سوي مسلماناني كه به مقام او در قاهره حسد ميبردند، متهم شد كه در اسپانيا مسلمان شده، و سپس از دين برگشته است. اگر چنين باشد، رسالهٴ در باب از دين برگشتگان او (شمارهٴ 5) دفاعيهٴ ويژهاي است از خودش. مرتد شدن او اثبات نشده و ارتداد دوبارهاش كمتر قابل قبول است.
ب ـ خانوادهٴ او. ابن ميمون به خانوادهاي از فضلا تعلق داشت، پدرش فرد برجستهاي بود و تا هفت نسل افراد ممتازي را در ميان آنان ميتوان برشمرد. پدرش ميمون بن يوسف در قرطبه قاضي (ديان) بود، و همچنان كه در بالا گفته شد در 1148 ـ 1149، آنجا را ترك گفت؛ و اندكي پس از آن كه، آنان در 1165، به شرق رسيدند وفات يافت.
پسر ابن ميمون به نام ابراهيم بن موسي (حدود 1186 ـ قاهره 1237)، مانند پدرش پزشك دربار و ((ناقد)) (رئيس طايفهٴ يهود) مصر بود. او در 1205، در مقام ناقدي جانشين پدر شد.
ابراهيم با علم ارسطويي كاملاً آشنا بود، و در اعمال طب ورزيدگي داشت. او بسيار موٴمن ولي عاري از خرافات بود. رسالههاي متعدد به زبان عربي در دفاع از پدرش نوشت. مهمترين تأليفش به نام كتاب الكفاية العبدان (= كتاب بسنده براي بندگان خدا) رسالهاي در باب كلام، فلسفه، و اخلاق است. باب نهم آن (از ده باب) را ساموئل روزِنبلات تصحيح كرده است.
ابراهيم دو پسر ممتاز داشت؛ داود بن ابراهيم (1223 ـ 1300)،1 كه در مقام ناقدي و رياست